zwang

وادار کردن، مجبور کردن

to force

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «zwang».

  1. „Niemand darf unter Zwang arbeiten.“

  2. „Er zwang mich zu gehen.“

پاسخ‌های سریع

«zwang» به فارسی یعنی چه؟

«zwang» یعنی «وادار کردن، مجبور کردن» (به انگلیسی: to force).

«zwang» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Niemand darf unter Zwang arbeiten.“ یا „Er zwang mich zu gehen.“

«وادار کردن» به آلمانی چه می‌شود؟

«وادار کردن» در آلمانی «zwang» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «zwang» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: Gehorsam.

واژه‌های مرتبط

Gehorsam obedience - اطاعت

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما