zwang
وادار کردن، مجبور کردن
to force
کاربرد رایج
مثالهایی طبیعی با «zwang».
„Niemand darf unter Zwang arbeiten.“
„Er zwang mich zu gehen.“
پاسخهای سریع
«zwang» به فارسی یعنی چه؟
«zwang» یعنی «وادار کردن، مجبور کردن» (به انگلیسی: to force).
«zwang» را چطور در جمله به کار ببریم؟
برای مثال: „Niemand darf unter Zwang arbeiten.“ یا „Er zwang mich zu gehen.“
«وادار کردن» به آلمانی چه میشود؟
«وادار کردن» در آلمانی «zwang» است.
چه واژههای آلمانیای با «zwang» مرتبطاند؟
واژههای مرتبط: Gehorsam.
واژههای مرتبط
واژههای آلمانی بیشتر
roch
smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل)
das Verlangte
the requested items - سفارشات
mied
avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد
Aufenthalt
stay, residence - اقامت، توقف
geräumig
spacious, roomy - جادار، وسیع
eine Dirne
a prostitute - یک روسپی
Zerrüttung
breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی
retten
to save, to rescue - نجات دادن