wasserdicht

ضد آب، نفوذناپذیر در برابر آب

waterproof

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «wasserdicht».

  1. „Die Jacke ist wasserdicht.“

  2. „Wir brauchen eine wasserdichte Tasche.“

پاسخ‌های سریع

«wasserdicht» به فارسی یعنی چه؟

«wasserdicht» یعنی «ضد آب، نفوذناپذیر در برابر آب» (به انگلیسی: waterproof).

«wasserdicht» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Die Jacke ist wasserdicht.“ یا „Wir brauchen eine wasserdichte Tasche.“

«ضد آب» به آلمانی چه می‌شود؟

«ضد آب» در آلمانی «wasserdicht» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «wasserdicht» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: Dicht.

واژه‌های مرتبط

Dicht Tight - سفت، محکم

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما