verständigen

اطلاع دادن، خبر دادن

to inform

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «verständigen».

  1. „Ich verständige die Polizei“

پاسخ‌های سریع

«verständigen» به فارسی یعنی چه؟

«verständigen» یعنی «اطلاع دادن، خبر دادن» (به انگلیسی: to inform).

«verständigen» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Ich verständige die Polizei“

«اطلاع دادن» به آلمانی چه می‌شود؟

«اطلاع دادن» در آلمانی «verständigen» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «verständigen» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: verstecken.

واژه‌های مرتبط

verstecken to hide - پنهان کردن

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما