schwanken

نوسان داشتن، تغییر کردن

inconsistent

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «schwanken».

  1. „Seine Leistung ist schwankend.“

  2. „Ihre Form ist schwankend.“

پاسخ‌های سریع

«schwanken» به فارسی یعنی چه؟

«schwanken» یعنی «نوسان داشتن، تغییر کردن» (به انگلیسی: inconsistent).

«schwanken» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Seine Leistung ist schwankend.“ یا „Ihre Form ist schwankend.“

«نوسان داشتن» به آلمانی چه می‌شود؟

«نوسان داشتن» در آلمانی «schwanken» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «schwanken» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: schwatze، Der Schwager.

واژه‌های مرتبط

schwatze to chat, to talk informally - صحبت کردن، گپ زدن Der Schwager the brother of my wife - برادر همسر

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما