immer wieder

بارها و بارها، مکرراً

again and again

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «immer wieder».

  1. „Er kommt immer wieder zu spät.“

  2. „Ich denke immer wieder an dich.“

پاسخ‌های سریع

«immer wieder» به فارسی یعنی چه؟

«immer wieder» یعنی «بارها و بارها، مکرراً» (به انگلیسی: again and again).

«immer wieder» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Er kommt immer wieder zu spät.“ یا „Ich denke immer wieder an dich.“

«بارها و بارها» به آلمانی چه می‌شود؟

«بارها و بارها» در آلمانی «immer wieder» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «immer wieder» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: unterbrechen، immerhin.

واژه‌های مرتبط

unterbrechen to interrupt - قطع کردن، موقتا متوقف کردن immerhin at least; after all - حداقل؛ به هر حال

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما