gewürzt

ادویه دار، چاشنی زده شده

spiced

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «gewürzt».

  1. „Das Essen ist gut gewürzt.“

  2. „Man kann die Suppe mit Salz und Pfeffer würzen.“

پاسخ‌های سریع

«gewürzt» به فارسی یعنی چه؟

«gewürzt» یعنی «ادویه دار، چاشنی زده شده» (به انگلیسی: spiced).

«gewürzt» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Das Essen ist gut gewürzt.“ یا „Man kann die Suppe mit Salz und Pfeffer würzen.“

«ادویه دار» به آلمانی چه می‌شود؟

«ادویه دار» در آلمانی «gewürzt» است.

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما