gehören

متعلق بودن به

to belong to

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «gehören».

  1. „Er gehört zu unserem Team.“

  2. „Geduld gehört zu einem guten Lehrer.“

پاسخ‌های سریع

«gehören» به فارسی یعنی چه؟

«gehören» یعنی «متعلق بودن به» (به انگلیسی: to belong to).

«gehören» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Er gehört zu unserem Team.“ یا „Geduld gehört zu einem guten Lehrer.“

«متعلق بودن به» به آلمانی چه می‌شود؟

«متعلق بودن به» در آلمانی «gehören» است.

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما