drücken

فشردن، فشار دادن

to press

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «drücken».

  1. „drück mal den Knopf!“

  2. „Bitte drücken Sie den Knopf.“

  3. „Er hat den falschen Knopf gedrückt.“

پاسخ‌های سریع

«drücken» به فارسی یعنی چه؟

«drücken» یعنی «فشردن، فشار دادن» (به انگلیسی: to press).

«drücken» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „drück mal den Knopf!“ یا „Bitte drücken Sie den Knopf.“

«فشردن» به آلمانی چه می‌شود؟

«فشردن» در آلمانی «drücken» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «drücken» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: bedrücken، der Knopf، trüben.

خانوادهٔ واژه

bedrücken to oppress, to distress - آزار دادن، ناراحت کردن

واژه‌های مرتبط

der Knopf the button - دکمه trüben to make cloudy or dull - کدر کردن، تار کردن

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما