der Verein
باشگاه، انجمن
the club
کاربرد رایج
مثالهایی طبیعی با «der Verein».
„Ich bin Mitglied in einem Sportverein.“
پاسخهای سریع
«der Verein» به فارسی یعنی چه؟
«der Verein» یعنی «باشگاه، انجمن» (به انگلیسی: the club).
«der Verein» را چطور در جمله به کار ببریم؟
برای مثال: „Ich bin Mitglied in einem Sportverein.“
«باشگاه» به آلمانی چه میشود؟
«باشگاه» در آلمانی «der Verein» است.
چه واژههای آلمانیای با «der Verein» مرتبطاند؟
واژههای مرتبط: bei Bedarf.
واژههای مرتبط
واژههای آلمانی بیشتر
roch
smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل)
das Verlangte
the requested items - سفارشات
mied
avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد
Aufenthalt
stay, residence - اقامت، توقف
geräumig
spacious, roomy - جادار، وسیع
eine Dirne
a prostitute - یک روسپی
Zerrüttung
breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی
retten
to save, to rescue - نجات دادن