das Fazit

نتیجه‌گیری، جمع‌بندی

conclusion

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «das Fazit».

  1. „Am Ende zog er ein positives Fazit.“

پاسخ‌های سریع

«das Fazit» به فارسی یعنی چه؟

«das Fazit» یعنی «نتیجه‌گیری، جمع‌بندی» (به انگلیسی: conclusion).

«das Fazit» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Am Ende zog er ein positives Fazit.“

«نتیجه‌گیری» به آلمانی چه می‌شود؟

«نتیجه‌گیری» در آلمانی «das Fazit» است.

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما