dahin
آنجا، به آنجا
there
کاربرد رایج
مثالهایی طبیعی با «dahin».
„Wir gehen dahin.“
„Er schaut dahin.“
„Alles ist dahin.“
پاسخهای سریع
«dahin» به فارسی یعنی چه؟
«dahin» یعنی «آنجا، به آنجا» (به انگلیسی: there).
«dahin» را چطور در جمله به کار ببریم؟
برای مثال: „Wir gehen dahin.“ یا „Er schaut dahin.“
«آنجا» به آلمانی چه میشود؟
«آنجا» در آلمانی «dahin» است.
چه واژههای آلمانیای با «dahin» مرتبطاند؟
واژههای مرتبط: dahinsagen.
واژههای مرتبط
واژههای آلمانی بیشتر
roch
smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل)
das Verlangte
the requested items - سفارشات
mied
avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد
Aufenthalt
stay, residence - اقامت، توقف
geräumig
spacious, roomy - جادار، وسیع
eine Dirne
a prostitute - یک روسپی
Zerrüttung
breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی
retten
to save, to rescue - نجات دادن