böse

عصبانی بودن، بد

to be angry

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «böse».

  1. „Warum bist du böse auf mich?“

  2. „Das Kind war heute sehr böse.“

پاسخ‌های سریع

«böse» به فارسی یعنی چه؟

«böse» یعنی «عصبانی بودن، بد» (به انگلیسی: to be angry).

«böse» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Warum bist du böse auf mich?“ یا „Das Kind war heute sehr böse.“

«عصبانی بودن» به آلمانی چه می‌شود؟

«عصبانی بودن» در آلمانی «böse» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «böse» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: pflegt، Der Teufel.

واژه‌های مرتبط

pflegt to maintain or tend to - مراقبت کردن، نگهداری کردن Der Teufel the Devil - شیطان

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما