aufatmen

نفس راحت کشیدن

to breath relax

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «aufatmen».

  1. „Nach der Prüfung atmete er erleichtert auf.“

  2. „Dann atme ich mit dir auf.“

پاسخ‌های سریع

«aufatmen» به فارسی یعنی چه؟

«aufatmen» یعنی «نفس راحت کشیدن» (به انگلیسی: to breath relax).

«aufatmen» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Nach der Prüfung atmete er erleichtert auf.“ یا „Dann atme ich mit dir auf.“

«نفس راحت کشیدن» به آلمانی چه می‌شود؟

«نفس راحت کشیدن» در آلمانی «aufatmen» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «aufatmen» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: Prüf.

واژه‌های مرتبط

Prüf check - بررسی کردن، کنترل کردن

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما