abbauen

کاهش دادن، کم کردن

to reduce

کاربرد رایج

مثال‌هایی طبیعی با «abbauen».

  1. „Ich baue Stress durch Sport ab.“

  2. „Ich werde am Wochenende Stress abbauen.“

پاسخ‌های سریع

«abbauen» به فارسی یعنی چه؟

«abbauen» یعنی «کاهش دادن، کم کردن» (به انگلیسی: to reduce).

«abbauen» را چطور در جمله به کار ببریم؟

برای مثال: „Ich baue Stress durch Sport ab.“ یا „Ich werde am Wochenende Stress abbauen.“

«کاهش دادن» به آلمانی چه می‌شود؟

«کاهش دادن» در آلمانی «abbauen» است.

چه واژه‌های آلمانی‌ای با «abbauen» مرتبط‌اند؟

واژه‌های مرتبط: aufbauen.

خانوادهٔ واژه

aufbauen to build - ساختن، بنا کردن

واژه‌های آلمانی بیشتر

roch smell (past tense of 'riechen') - بوییدن (گذشته فعل) das Verlangte the requested items - سفارشات mied avoided (past tense of avoid) - اجتناب کرد Aufenthalt stay, residence - اقامت، توقف geräumig spacious, roomy - جادار، وسیع eine Dirne a prostitute - یک روسپی Zerrüttung breakdown, disruption - اختلال، فروپاشی retten to save, to rescue - نجات دادن

مرور فرهنگ واژگان آلمانی · افزودن این واژه به واژگان شما